منابع عربي نقل شده بود. اين قرابادين كاملاً موفق بود ــ دليل آن تعداد ترجمههايي است كه از آن شده؛ حتي بهعربي هم ترجمه شد، و اين همان قدر مهم است كه يكي از آثار پزشكي امروز، از عربي به انگليسي ترجمه شود.
قرابادين سالرنو از جهتي پايهٴ همهٴ آثار بعدي از آن قبيل بود كه با جريان تغييرات و اضافاتي آرام و تدريجي رشد كرد تا دارونامههاي عظيم زمان ما بهوجود آمد. ممكن نيست بتوان به جزئيات يك چنين اثري پرداخت. كافي است بگوييم كه اين كتاب استفاده از نوعي اسفنج خوابآور1 را براي ايجاد بيحسي تجويز ميكند.
سالرنوس به تأليف آثار طبي پرداخت، يكي از آنها به صورت جدولهايي است و احتمالاً از تقويمالصحة اثر ابن بطلان و ابن جزله الهام گرفته شده است. ماتايوس پلاتياريوس قديميترين شرح بر قرابادين سالرنو را نوشت، و رسالهاي دربارهٴ ادويهٴ مفرده تأليف كرد كه معمولاً جامعالاطراف ناميده ميشود، و رواج آن تا سدهٴ شانزدهم، فقط تالي قرابادين سالرنو بوده است؛ مثلاً دوبار به عبري ترجمه شد.
دو اثر ديگر را، هرچند اهميت بسيار كمتري دارند، بايد ذكر كرد. رسالهٴ كوچكي در دستور غذا از پتروس موساندينوس؛ و رسالهاي دربارهٴ مامايي و بيماريهاي زنان منسوب به زني به نام تروتولا دي روگيرو.2 ممكن است تروتولا قابلهاي سالرنويي باشد كه شهرت فراواني به دست آورده و اين امر سبب شده است تا كتاب درسي سالرنو دربارهٴ تجربههاي ويژه شغل مامايي را به نام او موسوم كنند؛ همچنين احتمال دارد كه خود او موٴلف كتاب باشد.
از قرار معلوم سه چشمپزشك مقارن همين ايام، ميزيستهاند. عجب اينكه، معلومات ما دربارهٴ هر كدام از آنها آنقدر ناچيز است كه تقريباً جنبهٴ اسرارآميزي پيدا كردهاند. يك چيز روشن است كه آنان تحت تأثير آثار عربي بودهاند؛ چشمپزشكي از مهمترين رشتههاي طب اسلامي بود. بزرگترين اين سه تن بنهونوتوس گرافيوس نام داشت، و بزرگترين چشمپزشك غيرمسلمان در قرون وسطا، بود. او احتمالاً از اهالي جنوب ايتاليا و شايد از يهوديان نومسيحي بود؛ و در سدهٴ دوازدهم، شايد در ربع دوم آن در سالرنو و مونپليه ميزيست. آنچه دربارهٴ دو تن ديگر ميدانيم حتي كمتر از اين مسلم است. زكريا هم احتمالاً پزشك سالرنويي بود، ولي در اواسط سده، در قسطنطنيه ميزيست. داوود ارمني در ايتالياي جنوبي زندگي كرد. برخلاف ساير پزشكان سالرنو، اين سه تن تاحدي خارجي بودند ــ ميگويند يكي از آنها يهودي بود، دومي از قسطنطنيه برخاسته بود، و سومي از ارمنستان.
موفقيتهاي پزشكان لاتيني، ولو بدون نوآوري و قدرت، چندان چشمگير بود كه جا دارد دراينجا، خلاصهاي از آن ذكر شود.